پنجشنبه 25 بهمن ماه سال 1386
57 سالیست که آرزوهای نسل انقلابی انقلاب برآورده شد ,و با ورود آیت الله خمینی به کشور و تشکیل دولت موقت بازرگان , همه خوشحال و سرمست به آینده ی روشن پیش رو می اندیشیدند...گویی سقوط حکومت سلطنتی نوش داروی ملت ایران بود ... شاه رفت, رفته بود. ما بودیم و انقلاب دوست داشتنی مان،مطمئناً انقلاب 57 برآیند تمام نیاز ها ، بغض ها و آرزوهای ملتی بود که به بار نشست!
شاید انقلاب به معجزه شباهت دارد و ملت انقلاب کرده تا سال ها مست این معجزه باشد، اما انقلاب سرآغاز دو راه یست که یا ما را به آرمان هایمان نزدیک تر می کند یا بازگشتی دوباره به عقب و عقب تر,با طرحی نوست.
انقلاب ما اما چه زود به کژی رفت ، در همان شب های اول پیروزی جوخه های اعدامش برپا بود...شاید شروع انقلاب بود و تندروی های معمول در هر انقلاب، اما دیری نپایید که مرز کشی را شروع کردیم و خودی و ناخودی ،تهمت و افترا ، انگ و منگ و هی از شاخه هایش زدیم و دایره ی خودی ها را روز به روز کوچک تر از دیروز کردیم(ند)
جنگ 8 ساله هم که قوزبالاقوز شد ، البته رهبر انقلاب گفت: جنگ نعمت است!!! آری نعمت بود ، برای قدرت که پوششی بر شکست ها و کمبودها شود و سال ها دهان منتقدان را با نعمت جنگ گل باید گرفت...
آه !باز هم از چاله به چاه و از چاه به چاله...قرن هاست سرنوشت این ملت همین بوده ست...این همه رنج و رنج تا انقلاب و بازدیکتاوری نو ساختیم اما با طرحی نو، سلطانی موجه تر که نائب امام زمان است و از طرف خدا حق و تکلیف دارد...
30 سال گذشت و هنوز پول نفت است که ما روزگار می گذرانیم ، بجای پیشرفت در صنعت و اقتصاد ،شرکت های صنعنی را به ورشکستگی کشاندیم .
آزادی بیان اندیشه چه خیال خامی بود...استقلال آزادی!!!
اصلاحات امید و خواست ملت بود برای اصلاح اشتباهات انقلاب ، که با دهن کجی زشت رهبران مواجه شد تا باز هم مثل قبل از انقلاب حقوق و خواست ملت نادیده گرفته شود...

